باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!
بیاد روزهای دانشجویی (سرپیری معرکه گیری)
آدم ها
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح می دهند
آدم های کوچک آنقدر حرف می زنند تاخسته شوند
ای شهیدان ، عشق مدیون شماست هرچه ما داریم از خون شماست
ا ی شقایق ها و ای آلاله ها "" دیدگانم دشت مفتون شماست......
از بچههای کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت میکند؟»
به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را میدانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»
دربارهاش فکر کنید ...
حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سختی تنهایی
بوی تو در فضاى زمان جارى ست مانند عطر پونه ى صحرایی
در برف زارِ سردِ دلم کرده ست اى نرگس بهارى من سبزت
تقدیر ، این مقدّر بى برگشت، تقدیر، این سفیر اهورایى
می گوید از یکی شدنم با تو احساسم ، این لطافت سحرانگیز،
حسّم به من دروغ نمی گوید درپیشگاه اقدس شیدایى
بوی تو را شنیده ام از باران، بارانِ چشم هاىِ غزلْ کاران
در آبسال سبز غزل کاری با رمزِ صبح شرجى ِرؤیایی
آتش زدى به ظلمت ایمانم ، برداربستِ طاقت ِ بنیانم
با چشم و روى ِ روشن ِ خورشیدى ، با گیسوى طنابى یلدایى
عاشق که مى شدم نهراسیدم از فتنه هاى واهى بدنامى
از آن که گفته اند که مى ارزد ، عاشق شدن به بدنامی
درسی از پروانه
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد. سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد. آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود. آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند. هيچ اتفاقی نيفتاد!در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند. گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم. من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.من دانايی خواستم و خدا به من مسايلی داد تا حل کنم.من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم. من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نيازمند کمک بودند. من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايی برای محبت داد. « من به هر چه که خواستم نرسيدم ... اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم» بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی بر تمام آنها غلبه کنی..
املای اول راهنمایی براساس روش همیاری
نمونه املای کتبی گروه ادبیات استان
نام ونام خانوادگی: تاریخ امتحان: مدت امتحان:20 دقیقه شماره:
نام درس: املای فارسی پایه ی: اول راهنمایی کلاس : نام دبیر: نمره:
1 |
در واژه های زیر برروی حرف مناسب تشدید« ّ » بگذارید. *تامل *تنوع *متجلی * محوطه |
2 |
2 |
شکل صحیح املایی واژه های زیر را بنویسید. *مباحسه و گفتگو: *متبوعات و مجلّات : *صماجت و پافشاری: *قلّات و گیاهان :
|
2
|
3 |
در جملات زیر چهار غلط املایی بیابیدوصحیح آنها را روبروی شماره ها بنویسید. پیامبر اسلام غوت قالبش نان جو و خرما بود.جامه و کفش خود را وسله می زد.ودر تنهایی سیمایی مهزون داشت.
۱- ۲- ۳- ۴-
|
2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
روش تدریس ادبیات
روش تیمی یا کارایی تیمی مناسب ترین روش برای تدریس در کلاس های ۲۵تا۳۰ نفره است که در آن هر تیم چهارنفری بوده و براساس نمره ویا ارزشیابی تشخیصی تقسیم بندی می شود البته با توجه به فرایند وقت گیری اش می توان آن را درکلاس بومی سازی نمودو اگر نمره گذاری و رقابت به طور صحیح به کاررود کلاس درس تبدیل به میدان مسابقه و هیجان وحساسیت شده و ابدا خستگی و رکود درکلاس پیدا نمی شودمی توان آزمون ها را دوبار تیمی گرفت و یک بار فردی تا دراین صورت نمره ها هم استاندارد گردند البته اگر معلمی بتواند در هر کارتیمی هم آزمون فردی و هم تیمی را بگیرد کامل تر عمل کرده وگرنه به خاطر کم بودن وقت می تواندیکی ازآزمونها را بگیرد.فقط مهم این است که درکلاس درس مشاور وراهنمای توانا باشیم نه دانایی که فقط خودهمه ی کارهارا انجام می دهد.
چگونه یک انشای خوب بنویسیم...
انشـاء یعنی چه؟!
در واقع انشاء یعنی چه؟!آیا انشاءدر مدارس ابتدایی به شیوه ای درست ,تدریس می شود؟! ضرورت حضور معلمین متخصص در درس انــــــشاء به عــــــــــــــنوان یک درس تخصصی در مدارس کشور را چگونه توجیه می کنیم؟
این ها سوالاتی است که در این مجال به آنان پاسخ داده می شود.
انشاء در لغت به معنای آفریدن می باشد.مـتداولترین و سنتی ترین تعــبیری هم که از درس انشاءمی شود این است که معلم مـــــــــوضوعی را ارایه می دهد-سپس چندین سطر(که عمدتاً توسط خانواده ها گفته می شود) را دانش آموز می نویسد وفردای آن روز هم انشایش را جلوی تخته می خواند و احــــــــیاناً یک توضیح خیلی کوتاهی هم از سمت معلم داده می شود و تا انشای بعدی...!!
اما چه کنیم تا انشاء نوشتن دانش آموزان قوی شود...؟!
در اینجا تلاش داریم تا تعدادی از مزایای اصلی این نوشیدنی خوب را به شما بگوییم:
کاهش بیماریهای قلبی: چای با باز کردن سرخرگهای اصلی و کاهش دادن خطر لخته شدن به جاری شدن خون در میان رگهای شما کمک میکند و حرکت آن را روانتر میسازد. همچنین چای حاوی آنتی اکسیدانی به نام فلاونید است که به کاهش بیماریهای قلبی کمک میکند.
جلوگیری از پوسیدگی دندان: شاید باورتان نشود اما خوردن چای میتواند باعث محکم شدن دندانهای شما بشود و از پوسیدگی آنها جلوگیری کند. چای مقدار زیادی فلوراید دارد که باعث تحکم دندانها میشود. همچنین دیگر موادی که در درون چای است به عنوان از بین برندههای باکتری و تقویت کنندههای لثه شناخته میشوند.
کمک به لاغری: عدهای از محققان به این نتیجه رسیدهاند که خوردن متداول چای میتواند میزان چربی را در بدن کم نگه دارد و کمک میکند تا مقدار کالری بیشتری بسوزانید و در پی آن لاغر میشوید.
افزایش میزان حافظه: بیشتر متخصصین اعتقاد دارند که برخی از انواع چای مانند چای سبز میتوانند به سلولهای مغز را قوی کنند و این خود باعث جلوگیری از آلزایمر و یا دیگر مشکلات میشود.
مبارزه با سرطان: تعدای از مطالعات نشان میدهد که دانشمندان به تازگی به این نتیجه رسیدهاند که چای میتواند از ابتلا به سرطان جلوگیری کند. همچنین گزارشهای دیگر حاکی از آن است که سرطانهایی مانند پروستات و سینه در بین افرادی که به طور متوسط پنج فنجان یا بیشتر چای در طول روز میخورند کمتر است.
حال که با مزایا و اثرات مثبت این نوشیدنی گرم و دلپذیر آشنا شدید بهتر است تا با انواع چای خوب و مفید نیز آشنا بشویم.
چای سیاه: با این نوع از چای همه با به خوبی آشنایی داریم زیرا کشور خودمان یکی از تولیدکنندگان بزرگ در سطح جهان است و ما نیز همه روزه از این نوع چای چند لیوان مینوشیم. در بین مزایایی که در بالا ذکر شد این نوع چای کمک بسیار زیادی به لثهها و دندان میکند و آنها را در مقابل ویروسها و باکتریها مقاوم میکند.
چای سبز: این نوع از چای را عده بسیار زیادی از متخصصین بهترین نوع چای میدانند. همچنین به غیر از فواید بالا این چای برای کبد نیز بسیار خوب است و استخوانها را نیز مقاوم و محکم میکند. البته سعی کنید تا از چای سبز طبیعی به جای چای کیسهای استفاده کنید.
وو لانگ: همانطور که از اسم این چای مشخص است، محل کشت آن چین است. این چای چینی به عنوان بهترین نوع برای سوزاندن کالری شناخته میشود. طعم این چای نیز با بقیه فرق میکند و تا حدی شیرین مزه است.
حکایت سپیده
مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند وگنجشکها جدی جدی می میرند.
آدمها شوخی شوخی زخم می زنند و....قلبها جدی جدی می شکنند.
.......................................................................
برگها درانتهای زوال می افتند و
میوه ها درابتدای کمال..........
نیک بنگرکه چگونه می افتی؟
........................................
شاید این جمعه بیاید شاید....
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات به روح آسمانی حاج محمد رضا آقاسی مجاز می باشد.
آنقدرها هم که گفتیم وشنیدیم منتظر نبودیم!!
اشتیاق آمدنت را فریاد زدیم ولی در هیاهوی زمان فراموش کردیم انتظار و عاشقی و دلدادگی
چگونه است
نوشتیم و سرودیم و خواندیم شعر هجرانت را ولی زندگیمان بی تو چه راحت گذشت!!
شنیدیم که یادمان هستی و از حال ما با خبری همت کردیم ولحظه ای مهربانیت را تصور کردیم
رمضان آمد و به نیمه رسید و گذشت و باز شمشیری بر فرق عدالت نشست و باز گفتیم
شاید جمعه ای دیگر....
ولی هر چه که هستیم غروب آدینه آئینه دلمان تار میشود و غربت تمامی وجودمان را میگیرد
شاید خود ندانیم چرا ولی دل بهانه ی تو را میگیرد و تورا میجوید
تو ای صفای ضمیرم! چرا نمی آیی؟
چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟
.................................
اگر حجاب ظهورت وجود تار من است
خدا کند که بمیرم! چرا نمی آیی؟
.................................
تو امر کن سر خود را بدست می گیرم
ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی؟
.................................
میان خلقت من با گل تو رابطه ای است
من از تراب غدیرم، چرا نمی آیی؟
.................................
هوای دیدن سرداب غیبتت دارم
به این رواق اسیرم، چرا نمی آیی؟
.................................
اگر چه نیست مرا قوتی چنان گردو
به صرف نان و پنیرم چرا نمی آیی؟
سلام دوستان،ممنونم یادم کردین و...........
سنت آزمایش و نتایج آن از دیدگاه قرآن کریم
مقدمه
انسان، شاهکار آفرینش و گل سرسبد آفریدگان خدا است که خداوند از روح خود در او دمیده است: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی» (ص: 72) و به همین دلیل، شایستگی آن را یافت که مسجود فرشتگان گردد: «فسجد الملائکة کلهم اجمعون.» (حجر: 30) همانگونه که هیچ مخلوقی بیهدف آفریده نشده، انسان نیز بیهوده به این جهان پا نگذاشته است: «افحسبتم انما خلقناکم عبثاً.»(مؤمنون: 115) خداوند در آفرینش انسان اهدافی همچون رسیدن به مقام عبودیت، تکامل انسانی و رحمت بیپایان الهی را در نظر گرفته است. با این حال، در این سیر تکاملی و حرکت او به سوی عبودیت، موانعی وجود دارد که باید با آزمایشهای گوناگون، دست و پنجه نرم کند تا از آنها سرافراز بیرون آید و به مقامیبرسد که شایسته آن است.
آزمایش انسان گاهی به وسیله نعمتهاست که آن را “بلاء حسن” میگویند و گاهی به وسیله مصیبتها و مجاورتهاست که به آن “بلاء سیء” گفته میشود، چنانکه درباره بنیاسرائیل میخوانیم: “و بلو ناهم بالحسنات و السیئات” (۲:) “آنها را به وسیله نعمتها و مصائب آزمودیم”.
آزمايش الهي در واقع همان پرورش و تربيت است. اين، قانون كلي و سنت دائمي پروردگار است. امتحان خداوند به كار باغباني پر تجربه تشبيه شده است كه دانههاي مستعد را در سرزمينهاي آماده ميپاشد.
اين دانهها با استفاده از مواهب طبيعي شروع به رشد ميكنند تا شاخه گلي زيبا يا درختي تنومند و پر ثمر بار آيد كه بتواند به حيات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد و اين است آزمايش الهي. اميرالمومنين(ع) در بيان فلسفه امتحانات الهي ميفرمايد: «و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهروا الافعال بها يستحق الثواب والعقاب؛(3) گر چه خداوند به روحيات بندگانش از خودشان آگاهتر است، ولي آنها را امتحان ميكند تا كارهاي خوب و بد كه معيار پاداش و كيفر است از آنها ظاهر گردد». در واقع صفات دروني انسان به تنهايي نميتواند معياري براي ثواب و عقاب باشد، مگر زماني كه در اعمال انسان خودنمايي كند.
خدا بندگان را ميآزمايد تا آنچه را كه در «درون» دارند در «عمل» آشكار كنند؛ استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كيفر او گردند. در اين نگرش الهي، اگر آزمايش الهي نبود، اين استعدادها شكوفا نميشد.
بنابراين، آزمايش خداوند عموميت دارد اگرچه براي بعضي مشكل و براي بعضي آسان است.
قرآن به نمونههايي از امتحان خداوند در مورد بعضي پيامبران نيز اشاره ميكند:«هنگامي كه يكي از پيروان سليمان، تخت بلقيس را در كمتر از يك چشم به هم زدن از راه دور براي او حاضر كرد، سليمان گفت: اين لطف خدا است براي اينكه مرا امتحان كند آيا شكرگزاري ميكنم يا كفران؟. خداوند حتي فراتر رفته و ميگويد: «و نبلوكم بالشر والخير».
بنابراين، مواردي كه در آيه نام برده شده است، جنبه انحصاري ندارند، هر چند نمونههايي روشن از آزمايشهاي الهي است. مردم در برابر آزمايشهاي الهي به دو گروه تقسيم ميشوند: گروهي كه از عهده امتحانات بر ميآيند و گروهي كه به توفيق دست نمييابند.
مفهوم آزمایش :
در آیات قرآن با تعابیر مختلفی همچون: ابتلاء، امتحان، تمحیص، اختبار و فتنه، از سنت آزمایش سخن به میان آمده است.
محص و فتنه دراصل به معنای پاك و خالص كردن طلا می باشد، كه طلا را در آتش سوزان قرار می دهند تا مواد زائدش از بین رفته و خالص و ناب گردد. واژه های دیگر مانند: ابتلاء، اختبار و امتحان نیز در معنایی نزدیك به معنای یادشده استعمال شده اند. ماده محص و فتنه، پس از استعمال در معنای لغوی یاد شده، در امتحان انسان استعمال شده اند؛ بدین معنا كه انسان در بوته آزمایش قرار می گیرد تا خبث باطنی افراد منافق ظاهر شود و فضیلت و صفات پسندیده اشخاص من بروز نماید.
این معنای اصطلاحی در روایات معصومین(ع) نیز مورد توجه قرار گرفته است. از حضرت رضا(ع) در ذیل آیه اول سوره مباركه عنكبوت، نقل شده است كه حضرت فرمودند: امتحان می شوند همان گونه كه طلا در كوره، آزمایش می شود. سپس فرمود: خالص و پاك می شوند همچنان كه آتش، ناخالصی های طلا را از بین می برد و آن را خالص و ناب می گرداند.(كافی/۲/۱۹۶)
امتحانات خداوند در چهرههای گوناگون به سراغ انسان میآید. گروهی در محیطهایی قرار میگیرند که از هر نظر آلوده است، وسوسههای فساد از هر طرف آنها را احاطه میکند. گروهی در فشار محرومیتها قرار میگیرند و گروهی دیگر بر عکس غرق در نعمت میشوند و امکانات مادی از هر نظر در اختیارشان قرار میگیرد. در اغلب موارد، آزمایش به نعمتها سنگینتر از آزمایش به سختیهاست؛ زیرا شکرگذاری از نعمت اغلب دشوارتر است اگر انسان در به جای آوردن حق نعمت بکوشد خداوند بر نعمت خود نسبت به چنین فردی میافزاید؛ برعکس ناسپاسی در مقابل نعمت عواقب وخیمی به دنبال میآورد.
ای بسا انسانهایی که وقتی به نعمت و رفاه میرسند، چون حیوان گرسنهای به علفزارها حملهور میشوند و دیگر نمیفهمند چه میکنند. یعنی حالت رفاهزدگی آنها را میرباید و سبب میشود که حد و مرزها نادیده انگاشته گردد و زیر پا گذاشته شود. برای مثال در زمان رسولالله (ص) آزمایش در برابر سختی بود ولی در زمان امام علی (ع) در مقابل “رفاهزدگی”. پس از پیامبر (ص)، خلفا اولین اقدامشان لشکرکشی به کشورهای همسایه و گسترش فتوحات بود و بر اساس این فتوحات، مسلمانان در برابر انبوه نعمتها قرار گرفته و غرق نعمتها گشتند. انسانی که سالیانی را در حال عبادت و ریاضت بود و به شیوه متقین میزیست یک مرتبه خود را در برابر انبوهی از نعمتها و برکات دیده و رفاهزدگی شروع شد و همان انسان شیوه عیاشان و خوشگذرانها را در پیش گرفت.
اما سوالی که اینجا پیش میآید این است که خداوند به چه چیز بندگان را میآزماید؟ که جواب آن به نحو اجمالی گذشت و به نحو تفصیل باید دانست که حقیقت و ماهیت افراد و استعدادات بالقوه که مکنون در ذات بشری است، مختلف است چنانکه حق تعالی میفرماید: “وقد خلقکم اطوارا” یعنی “همانا خلق کرد شما را به انواع مختلف” لهذا امتحانات با ممتحن سنخیت دارد الزاما.
-اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست،او جانشین همه نداشتن های من است
ساحل دلت رابه امواج رحمتش بسپار که اودریای بیکران امید و بخشش است.
......................................
باخودت فکر کن که اگرکلیدخانه دلت رابه دوستت بدهی آیا خیالت ازهمه جهت
راحت است یانه ؟
اگرجوابت مثبت است و...بدان بهترین دوست راداری و.............
............................

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:فکر می کنی ،تو میتوانی مرا بزنی
یا من تو را؟
پسر جواب داد:من میزنم.
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید.
پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شاید جوابی بهتر بشنود.
پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه ی من بود عالم را حریف بودم ولی
وقتی دست از شانه ام کشیدی توانم را با خود بردی . . .
نشانه ای از ایمان است اگر؛
باور کنیم وقتی دست خدا بر سرمان است عالم را حریفیم.
۱- معنی « بینی کسی را به خاک مالیدن »درکدام گزینه صحیح است ؟
الف) بزرگ کردن وبه او منزلت بخشیدن
ب ) خوارکردن وتحقیر کردن
ج ) به او کار مهمی محوّل کردن
د ) افتخار ومباهات کردن
2- معنی کلمات ِکدام گزینه نا درست است .
الف) رحیل : کوچ کردن ب ) بی محابا : نترس
ج ) موسم : معروف ومشهور د ) درباب ِ: درمورد ِ
راه هایی برای غلبه بر موانع تمرکز ذهنی |
|
● انجام همزمان چندکار با هم افرادی که همزمان چند کار انجام می دهند شاید احساس کنند که زودتر می توانند کارهای شان را به اتمام برسانند اما همیشه انجام چند کار به طور همزمان به دلیل از دست دادن تمرکز از انجام هر کاری در یک زمان بیشتر طول می کشد. در یک بررسی که در سال ۲۰۰۱ نتایج آن در نشریه«روانشناسی تجربی» منتشر شد، پژوهشگران سازمان هوانوردی آمریکا آزمایش هایی را انجام دادند که در آن افراد باید مسایل ریاضی حل می کردند و یا اجرام هندسی را طبقه بندی می کردند و بعد هر دو کار را با هم می کردند. این پژوهشگران دریافتند که افراد هنگامی که بین وظایف متفاوت جابه جا می شوند زمان از دست می دهند.کلید حل مشکل در موارد چندکاری این است که به طور گزینشی عمل کنید، برای مثال صحبت کردن با تلفن، هنگامی که دارید لباس درون ماشین لباسشویی می ریزید، مشکلی ایجاد نمی کند اما صحبت با تلفن در هنگام انجام کاری مشکل یا نیازمند تمرکز بالا مثلا نمونه خوانی یک گزارش، حواس تان را پرت خواهد کرد.
● بی حوصله بودن انجام کارهای ملال آور توانایی شما را برای تمرکز کاهش می دهد و شما را در معرض حواس پرتی قرار می دهد. هنگامی که کاری کسالت بار را انجام می دهید، تقریبا هر چیز دیگری برای تان را جذاب تر از انجام آن کار است.برای حل این مشکل می توانید به خودتان برای انجام هر کار پاداش کوچکی بدهید، برای مثال برای ادامه دادن آن کار مدت معینی از زمان با خوردن قهوه یا غذای حاضری به خود جایزه بدهید.همچنین می توانید زمان هایی برای استراحت در میان کار را برای خود برنامه ریزی کنید. کسالت حین انجام کار یکی از مواردی است که در آن چندکاری می توانند به نفع شما تمام شوند. در مواردی مشغول انجام کاری هستید که آن قدر ملال آور است که انگیزه ای برای انجامش ندارید، انجام چند کار با هم اغلب به شما کمک می کند.
● عوامل ذهنی این عوامل ایجادکننده حواس پرتی هستند و در ذهن شما جریان دارند و می توانند تاثیری قوی برشما داشته باشند. یک راه برای خلاص شدن از این افکار آزارنده، ثبت کردن سریع آنها به صورت یادداشت است. برای مثال مواردی که ذهن تان را مشغول کرده است به فهرست کارهای ضروری تان اضافه کنید، یا ناکامی های تان را با نوشتن خاطرات روزانه تخلیه کنید.اگر مساله ای خاص باعث اضطراب شماست، زمانی را برای صحبت کردن در مورد آن با فردی مورد اعتماد اختصاص دهید. اگر شنونده ای حمایت کننده و فعال داشته باشید به تخلیه برخی از تنش هایی که ذهن تان را آزار می دهد،کمک خواهد شد.آرام بودن و مدیتیشن هم می تواند به شما کمک کند. هنگامی که تمرین آرامش انجام می دهید، یاد می گیرید که افکار مزاحم را کنترل کنید، به این ترتیب آنها نمی تواند تاثیر زیادی روی تمرکز شما داتشه باشند.
● مزاحم ها اگر به طور مداوم به دنبال چک کردن تلفن همراه یا ایمیل خود باشید، به سادگی حواس تان پرت می شود. اگر در حال انجام کاری هستید که نیاز به تمرکز دارد، هر بار که به اینکه ایمیل یا پیام کوتاه دارید فکر کنید، رشته افکارتان از هم گسیخته خواهد شد.ما اغلب احساس می کنیم باید به محض دریافت یک ایمیل، یا پیام کوتاه باید پاسخ آن را را بدهیم. اما کارشناسان می گویند: باید حدودی را تعیین کنید تا نگذارید تکنولوژی شما را کنترل کند.زمان هایی را در روز اختصاص دهید تا در آن بتوانید بدون مزاحمت های الکترونیک بر کارتان متمرکز شوید. برای چک کردن روزانه ایمیل تان زمان مشخصی را تعیین کنید، (نه اینکه به طور مداوم آن را تحت نظر داشته باشید) و در بقیه اوقات از ایمیلتان خارج شوید.
● خستگی زیاد بررسی ها نشان می دهند که کم خوابی تمرکز حافظه کوتاه مدت و سایر کارکردهای ذهنی را مختل می کند.هنگامی از خواب محروم می شوید، میزان تمرکز و توجه تان افت می کند. نیاز به خواب در میان افراد متفاوت است اما اغلب افراد بزرگسال نیاز به ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه دارند. دست کم هفت ساعت خواب به شما کمک خواهد تا در طول روز متمرکز بمانید. همچنین سعی کنید کارهایی که را نیاز به تمرکز بیشتر دارند را در ساعاتی در روز انجام دهید که احساس بیشترین هوشیاری را دارید. به ریتم زیستی خود توجه کنید و زمان هایی از روز را که برای شما بهترین موقع برای کار است، پیدا کنید
|
ریشهشناسی خدا
واژه خدا یا خدای از واژه اوستایی خوذاته xvaďâta که در اوستا صفت است گرفته شدهاست. معنای این واژه برابر است با پاینده به داد خود یا خودِ قانون. این واژه در پارسی میانه به صورت خوتای (مانند خوتاینامَک) و به معنای آفریدگار یاد شده و به این ترتیب به فارسی امروز نیز رسیدهاست.[۱]
خود+آی
خدا |
---|
خدا |
برخی این فرض را مطرح کردهاند که در زبان فارسی خدا از ترکیب «خود» و «آی» تشکیل شدهاست؛ به معنای چیزی که خودش وجود و هستی مطلق است و وابسته به غیر نیست، یا به معنای توصیهٔ شنونده به اینکه خودت را دریاب و به خود بپرداز.
برخی دیگر نیز گفتهاند در شباهت واژهٔ خدا با خود آی، احتمال دارد این نزدیکی اتفاقی باشد. نظر دیگر این است که واژهٔ خدا از ریشهای باستانی و گم شده مشتق شدهاست و در زبانهای نزدیک به فارسی امروزی معنی ای ندارد؛ شاید بتوان واژهٔ God در زبان انگلیسی را با خدا در فارسی از یک ریشه دانست. اگر این نظر پذیرفته شود آنگاه شاید لازم شود در آن زبان فرضی هندواروپایی و به هر حال در سطحی بالاتر از زبان فارسی و اجداد نزدیک آن به دنبال معنای واژهٔ خدا گشت. معنی کردن خدا به خودآی را بهتر آن است که به قول اهل ادب بیشتر یک حُسن تعلیل بدانیم تا یک واقعیت. اینان میگویند اصولاً نباید و نشاید که در واژههای قدیمی به دنبال معنایی در زبان نزدیک بگردیم و آن را به عنوان حرف آخر بپذیریم. نوعاً این طور ریشه یابی واژهها، یعنی تعریف به نزدیکترین معنایی که به ذهن یک فارسی زبان امروزی میرسد، ناشی از عدم آگاهی عمیق به مبحث زبان شناسی و ریشه شناسی و کار افراد غیرمتخصص در این رشتهاست.
و باز باید این نکته را در نظر داشت که خود و آی در فارسی دری امروزین اینگونه تلفظ میشوند و در گذشته و در زبانهای باستانی تر تلفظهای دیگری داشتهاند مثلا بن مضارع مصدر آمدن در زبان پهلوی به شکل دیگری بودهاست در حالی که آنها هم کلمهٔ خدا را میشناختهاند. و مثلاً در برخی روستاهای خراسان خود را خاد هم تلفظ میکنند و در اشعار قدما آنرا به صورت خَد هم دیدهایم که میتوان گفت اصل آن خواد بودهاست. مانند واژهٔ خوش که اصل آن خواش بودهاست و امروزه در زبانهای و گویشهای مختلف ایرانی چندین صورت مختلف پیدا کردهاست مانند خوش، خَش، خاش، و خاس.
باید درنظر داشت که افزودن ی بعد از الف به عنوان یک آسانکنندهٔ تلفظ و نه جزئی از کلمه معمول بودهاست و هست. مانند لای، پای، آسای و غیره.
همین کلمه را در زبان پهلوی در نام کتاب خوتای نامک میبینیم در حالی که بن مضارع آمدن در پهلوی هات است و باید خوات هات یا خوات هاته تلفظ شود. و باز این هم پهلوی است و اگر برای کلمه ریشهای قدیمیتر قائل شویم و اصرار بر همین معنا داشته باشیم باز باید در آن زبان، مثلاً زبان اوستایی -و زبان اوستایی بسیار متفاوت از زبان فارسی پهلوی و دری است- تلفظ خود و آی را بیابیم.
و این بی معنی است که کسی بگوید یک کلمه در یک زبان باستانی ساخته شده و همانطور که زبان به زبان و نسل به نسل به آیندگان منتقل شدهاست، اجزای آن کلمه جوری اصلاح شدهاست که به زبان جدید همان معنی قدیم را بدهد، مثلاً اولین باری که کلمهٔ ستاره ساخته شده سازندگان آن و صاحبان آن زبان معنای خاصی از آن کلمه در ذهن شان بوده و شاید ترکیبی از چند کلمهٔ دیگر بودهاست اما وقتی به نسلها و زبانهای بعد منتقل شدهاست مثلا stella در زبان لاتین و star در زبان انگلیسی دیگر معنای ریشهای آن گم شدهاست و به یک کلمهٔ ساده تبدیل شدهاست. همین طور است کلمات پرکاربرد دیگری مانند پدر در فارسی و pitar در زبان هندی و patre در لاتین و father در انگلیسی که اگر کسی تلاش کند که در فارسی دری آنهم زبان معیار امروزی آن -که تنها یکی از میان دهها گویش است- برای کلمهٔ پدر معنایی بیابد، کاری بیهودهاست.
در مورد خدا که به فارسی دری امروزی به خودآی ترجمه شدهاست، باید پرسید آیا اساساً این کلمه در زبان دری ساخته شدهاست یا پیش از این زبان وجود داشته است؛ اگر گفته شود پیش از این وجود داشتهاست که طبعا چنین خواهد بود آنگاه باید پرسیده شود در آن زبان معنای آن چه بود است؟ آیا با انتقال این کلمهٔ پر کاربرد از زبانی بسیار متفاوت از دری مانند اوستایی به زبانهای بعدی آیا تلفظ آن جوری تغییر داده شدهاست که معنای اولیهٔ خود را در زبان مادری خود حفظ کند؟ که این بسیار بعید است زیرا از یک طرف نوعا کلمات پرکاربرد به سمت کوتاه شدن و مخفف شدن پیش میروند و کسی خصوصاً در انتقال آن از یک زبان به زبان بعدی به حفظ معنای اولیهٔ مورد نظر از ساخت آن در زبان مادرش اهمیتی نمیدهد، به ویژه که این انتقالها در طول زمانهای طولانی و بسیار آرام اتفاق میافتد که کسی متوجه آن نمیشود خصوصا در جوامع ابتدایی اولیه که اصلا آموزش مسألهای بسیار محدود بودهاست آنهم با رسم الخطهایی که در بسیاری مواقع تلفظ را نشان نمیدادهاند و در واقع نقاشی یک مفهوم بودهاند. (بحث هَزوارَشها در خط میخی و پهلوی)
و از جهت تاریخی و با توجه به حاکم بودن اعتقادات دوگانه پرستی زردشتی باید بررسی کرد که آیا اصلا این نوع درک از خدا با آن طرز تفکر سازگاری دارد؟ زیرا این ما هستیم که در این عصر اطلاعات با در دست داشتن تعاریف گوناگون از خدا و پس از پشت سر گذاشتن دورههای طولانی مباحثات اعتقادی اکنون چنین تعریفی از خدا را میپذیریم که با اعتقادات اسلامی هم سازگار باشد.
خدایا
یاری ام ده تا به غیرتو درد دل باکس نگویمُ که چون باتو گویم ُسبکباروآسوده خاطر شوم ،
پس مرا عزمی عطا کن تابا طلب توفیق از درگاهت ،زمین وجودم را شیار کنم تادانه ای چند بکارم.
وباقی کار را به فضل رحمت تو بسپارم و...... که تورحمان ورحیمی
.: Weblog Themes By Pichak :.